امشب اتفاقي بعد چند ساعت گوشيمو چك كردم
با اومدن نوتيفيكشن اسمش استرس كل وجودمو گرفت
كلي حرف زديم گفتم از اين ورا؟ گفت خواستم حالتو بپرسم
داشت ميرفت بيرون، گفتم با كي ميري بيرون شام؟
گفت دوستام! ازش نپرسيدم بقيشو چون جوابشو ميدونستم
حالا بماند كه مشتريا علاف من بودن كه جوابشونو بدم وسط چت كردن
و كلي بار اشتباه كشيدم براشون
رفيقم اومد سر بزنه بم گف چته چرا گيج ميزني؟
گفتم قضيه اينه، زود يه پيك و عرق در اورد از صندوقش گف بخور
انقد خوردم و خوردم كه تلو تلو وار مغازرو بستم و با موتور افتادم خيابون
نميدونم فقط ميدونم كه تا جايي كه موتور گاز ميخورد گاز دادم دنده انداختم
يه موتوري هم خواس كورس بندازه بام نتونس و خودشو رسوند پشتم
گف داداش يواشتر چه خبره؟ فقط ميخنديدم
بهش گفتم يه روزي يه چيزيو بهت نشون ميدم كه ازش بي خبري
و شوكه ميشي( ادرس اينجا منظورمه) و كلي اصرار كه بگو
گفتم نه بي مزه ميشه
خودش خوب ميدونه كه چقدر عاشقشم ولي دنيامون با هم فرق داره
هنوز الكل تو خونمه و نپريده، اگه نميخوردم معلوم نبود چه بلايي سر خودم مياوردم
هنوز سربالا رو قسمي كه خوردم وايستادم
قسمي كه بعد گريه هاي رفتنش به خودم گفتم
عشق خيليارو زدم زمين و يه فشار ريز دادمشون
گناهش پاي عشقم، عينه يه كوه پشتش ايستادم و دس بهش نزدم
چون ميپرستيدمش، ولي نشد كه بشه
شام پيتزا بهش داد و كلي غذاي ديگه
شايد من توان ماليم نرسه ببرمت رستوران ولي تا پاي جونم برات كم
نميذاشتم، نفهميدي كه غرور يه گرگ مي ارزه به صدتا دم تكون دادناي
يه سگ!
مجنون بي ليلي
3 5 9...ما را در سایت 3 5 9 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 78